سديد الدين محمد عوفى
104
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
او را مىرسد ، تو دست از خصومت بدار و او را بيعت كن تا آنچه خواهى به مراد تو كند . گفت : من از خون عثمان چهگونه دست بدارم تا ضايع شود ، و اللّه كه من هرگز روا ندارم . و تا على كشندگان عثمان را به من ندهد تا قصاص كنم دست ازين طلب « 1 » بازندارم . بشر گفت : يا معاويه ؛ دست از استبداد بدار عثمان را پسران هستند و ايشان را طلب « 2 » حق « 3 » قصاص كشندگان « 4 » پدر خود باقى است « 5 » . چون على « 6 » به خلافت بنشيند ايشان بر كشندگان پدر خود دعوى كنند و او قصاص فرمايد . سعيد بن قيس « 7 » مردى جوان بود و فصيح و سخنگوى « 8 » و سخنبر « 9 » بشر منقطع گردانيد و گفت : يا معاويه ؛ جملهء خلايق را معلوم است كه مقصود ازين سخن خون عثمان نيست و تو امارت مىطلبى و به « 10 » بهانهء خون عثمان « 11 » خلق « 12 » بر خود جمع كردهاى « 13 » و اول كسى كه بر عثمان خلاف كرد و قصد او كرد تو بودى كه مردمان شام را جمع كردى تا او را بكشند « 14 » و اكنون آمدهاى و دعوى خون عثمان « 15 » مىكنى ؟ و كشندگان او در پيش تواند « 16 » و اگر امروز « 17 » عثمان زنده شود اول كسى كه در خون او قصد كند تو باشى . تو امارت مىطلبى و بيعت مردمان بستدهاى « 18 » . دست ازين كار بدار كه « 19 » نه هركه چيزى بطلبد بيابد « 20 » و بسيار كس باشد « 21 » كه « 22 » ايشان را بدان آرزو رسد « 23 » و اين
--> ( 1 ) مج - طلب ( 2 ) بنياد - طلب ( 3 ) مج : حقطلب ( 4 ) بنياد : كنندگان ( 5 ) مپ 2 : ايشان طلب قصاص پدر خود كنند ( 6 ) مج + كرم اللّه وجهه ( 7 ) مپ 2 : سعد بن قيس ، مج : سعد قيس ( 8 ) مپ 2 - و سخنگوى ( 9 ) مج - بر ( 10 ) متن و مپ 2 - به ( 11 ) مپ 2 + است و ( 12 ) مج + را ( 13 ) مج + و بفرستادى تا او را بكشند ( 14 ) مج - و اول كسى كه . . . . بكشند ( 15 ) مپ 2 و مج : او ( 16 ) مپ 2 - و كشندگان او در پيش تواند ، مج + و اللّه كه ( 17 ) مج - امروز ( 18 ) مپ 2 - تو امارت . . . ستدهاى ( 19 ) مپ 2 : و ( 20 ) مج : بايد كه آن برسد ( 21 ) مج : باشند ( 22 ) مج + مر ( 23 ) مج : درجه خلافت آرزوست و ليكن از هزار خلافت كس يك كس باشد كه بدان آرزو برسد ، مپ 2 - و بسيار كس . . . . رسد